برجسته است. تا جايي كه به اسب مربوط ميشود، كاملترين كتاب سدههاي ميانه را ابن منذر،1 ميرآخور يا آخورسالار سلطان مملوك ناصرالدين محمد قلاوون، تأليف كرد. با اين رسالهٴ ابن منذر، كه در هيچ زبان و كشور ديگري تا مدتها بعد همتايي ندارد، بايد به گزارشمان راجع به كتابهاي عمدهٴ مربوط به جانوران حسن ختام ببخشيم.
14. ترجمهٴ كتابهاي تاريخ طبيعي. با كمال تعجب، ترجمههاي عمدهاي كه ميتواند توجه مورخ تاريخ طبيعي را جلب كند، از عربي به عبري صورت گرفته است. ولي اين شايد ناشي از اين واقعيت باشد كه كتابهاي ترجمه شده قبلاً به زبان لاتيني موجود بودهاند. همچنان كه پيش از اين توضيح داده شد، ترجمههاي عبري نسبتاً متأخر بود، زيرا تا هنگامي كه يهوديان عربي ميدانستند، ضرورتي براي نقل معلومات از آن زبان به زبان خودشان احساس نميكردند.
در سال 1302 يعقوببن ماهربن تبون (سيزدهم ـ 2)، شرح ابن رشد بر اصناف الحيوان ارسطو را ترجمه كرد؛ دو قرن بعد ترجمهٴ عبري او ميبايد به لاتيني ترجمه ميشد! قالونيموس بن قالونيموس شرح ابن رشد بر كتاب النبات را ترجمه كرد. بدينسان، پيش از نيمهٴ قرن جانورشناسي و گياهشناسي مشايي به زبان عبري در دسترس بود، همراه با اضافات سدههاي ميانهٴ آن به صورت اصول ابن رشدي.
و. پزشكي
تاريخ پزشكي در هر عصري تقريباً بسيار بغرنج است، چون دست كم سه چيز مختلف را شامل ميشود: الف) تاريخ دانش (يا علم) پزشكي؛ ب) تاريخ فن پزشكي (يعني كاربرد آن معلومات)؛ و بالاخره ج) تاريخ حرفهٴ پزشكي (يا عمل متقابل پزشكان و مردم). درست است كه ميتوان مدعي شد مورخ علم تنها بايد با مورد (الف) سروكار داشته باشد، ولي اين يك تفسير محدود است و مستلزم اين كه (الف) هميشه به خوبي از (ب) و (ج) قابل تفكيك باشد. حال آن كه در واقع امر، فن و علم هميشه توأماند و پزشك را هرگز نميتوان جدا از بيمار درنظر گرفت.
مشكل ديگري كه دراين بخش با آن روبهرو هستيم، اين است كه تعداد پزشكان برجسته بسيار زياد بوده است. بايد به خاطر داشت كه پزشكي درسدههاي ميانه تقريباً يگانه حرفهٴ علمي بود؛ واژهٴ تقريباً را از اين رو افزودم كه تعدادي كيمياگر و اخترشمار هم وجود داشت؛ ولي بيشترشان پزشك بودند، چون پزشكي يگانه حرفهٴ علمي بود كه شخص ميتوانست معاش خود و خانوادهاش را به صورتي منظم تأمين كند. در اوايل سدهٴ چهاردهم شمار پزشكان بايستي
1 .ابوبكر ابن منذر (متوفا 1340م/740 ه. ق)، دامپزشك و مهتر اصطبلهاي سلطان ناصربن قلاوون؛ از آثار اوست: كتاب الصناعتين البيطرة و الزرطقة يا كاشفالويل في معرفة امراض الخيل، كه آن را براي سلطان ناصر بهنگارش درآورده است. ــ و.